أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

23

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

واقدى گفت و جمعى مفسّران كه : آيت در سه مرد آمد كه بتجارت از مدينه بشام رفتند يكى عدى زبيدى و ديگرى تيم بن اوس و اينان هر دو ترسا بودند و سيّم بديل مولى عمرو بن العاص و او مسلمان بود محمد اسحاق گفت : ابن ابى مريم بود و از باقر عليه السّلام همين روايت است و بروايتى ديگر ابن أبى ماريه بود ، چون بشام شدند مسلمان بيمار شد پس متاع خود نسخه كرد « 1 » و در ميان بار نهاد و عدى و برادرش را ازين خبر نداد چون بيمارى او سخت شد ايشان را وصيّت كرد كه متاع من بمدينه بريد و بوارثان من سپاريد و او از دنيا برفت او را انائى سيمين بود زر اندود كرده وزن او سيصد درم ، ايشان از ميانهء بار بيرون كردند و با روى در هم بستند ، چون بمدينه آمدند آن را بوارثش تسليم كردند ايشان بار گشادند و آن نسخه را يافتند موافق بود مگر اناء سيمين كه بر جاى نبود ، آن دو ترسا را گفتند : او در شام تجارتى كرد و چيزى فروخت ؟ - گفتند : نه ، بگفتند : معاوضهء كرد با كسى ؟ - گفتند : نه ، گفتند : انائى سيمين درمىبايد وزنش سيصد درم كه بخطّ خود نوشته بود ، ايشان انكار كردند بحكومت پيش رسول صلّى اللّه عليه و آله آمدند خداى تعالى آيت فرستاد و گفت : اى آنكسانيكه ايمان آورده‌ايد چون يكى از شما را وفات نزديك رسد در زمان وصيّت كنيد و بر وصيّت گواهى دو مرد عادل بايد از شما يعنى از دين و ملّت شما بايد يا دو مرد ديگر كه نه از شما باشد و دين و ملّت شما نداشته باشند چون شما در زمين بسفرى و تجارتى رفته باشيد و دو گواه عدل از شما حاضر نباشد پس چون مصيبت مرگ بشما رسد و اين دو گواه كه نه از دين شما باشند حاضر آيند و شما را بر ايشان تهمتى بود ايشان را بداريد پس از نماز ديگر كه وقت اجتماع مردمان باشد يا پس از نماز ايشان تا سوگند خورند بخداى كه بتحريف شهادت عوض اندك نميخواهيم كه آن متاع است كه بر ما دعوى ميكنند يا سوگند بخداى كه ما به اين سوگند چيزى كه آن را بهاى اندك باشد نميجوئيم و متاع دنيا چندانكه باشد و اگرچه آنكس كه براى او گواهى ميدهيم و سوگند ميخوريم خويشاوند ما باشد و گواهى خداى باز نمىپوشيم يعنى شهادتى كه آن مر خداى راست و بامر و فرمان اوست

--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح بجاى « نسخه كرد و در ميان بار نهاد » گفته : ( ص 237 ، س 8 ) « بتفصيل كرد و در ميان بار خود تعبيه كرد » .